الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
131
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
[ مرحوم آخوند قائلند كه تحقق وضع به استعمال ممكن است ] همانطور كه بيان كرديم مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند تحقق وضع به استعمال ممكن است « 1 » ، گويا قائلند وضع تعيينى فعلى در موضوعات احكام شرعى محال نيست و در مقام امكان و ثبوت مىتواند محقق شود ، به عبارت ديگر حقيقت شرعيه محال نيست و تحققاش ممكن است اما آيا واقع هم شده يا نه بعدا متعرض مىشوند .
--> ( 1 ) - ميرزاى نائينى مىفرمايند وضع به استعمال تحقق نمىپذيرد زيرا در استعمال ناگزيريم لفظ را فانى در معنى لحاظ كنيم بگونهاى كه لفظ مغفول عنه قرار گيرد ، لذا لحاظ لفظ در استعمال ، لحاظ آلى خواهد بود اما در وضع لحاظ لفظ ، لحاظى استعلالى است تا بتوان بين لفظ و معنى علقه ايجاد كرد . پس اگر وضع بوسيله استعمال محقق شود ، لازمهاش اجتماع لحاظ آلى و استقلالى در لفظ است و اين معقول نيست . مرحوم تبريزى از اين اشكال جواب دادهاند كه : مجرد استعمال لفظ در معنى موجب لحاظ استقلالى يا لحاظ آلى لفظ نمىشود ، مثلا اگر در استعمال غرضمان اقتضى كند به لفظ ، لحاظ استقلالى داشته باشيم ، منافاتى با استعمال ندارد مانند جاى كه غير عرب زبان به لغت عربى صحبت كند و مراد خود را به آن لغت بيان نمايد كمال التفات و توجه را به لفظ دارد و آن لغت را براى تفهيم معانى خود استعمال مىكند ، مشاهده كرديد كه لحاظ لفظ در اينجا استقلالى بود و همچنين اگر لفظ را مغفول عنه فرض كرديم و از آن چشمپوشى نموديم و گفتيم استعمال فنا شدن لفظ در معنى است چنين چيزى اقتضى دارد كه لفظ به صورت استقلالى لحاظ نشده باشد . دروس مرحوم تبريزى جلد 1 صفحه 80 اما جواب محقق اصفهانى از اشكال ميرزاى نائينى : لحاظ آلى و استقلالى كه شما گفتيد ، در مرتبه واحده جمع نمىشود تا مستلزم محذور باشد زيرا وضع بوسيله استعمال ، از قبيل جعل ملزوم بجعل لازم است . به اين صورت كه در مرحله وضع ، لفظ به صورت استقلالى لحاظ مىشود و در مرحله استعمال به صورت آلى ، نظير جعل ملكيت بوسيله جعل سلطنت . زيرا سلطنت از لوازم ملكيت است يعنى اگر شخصى را بر چيزى سلطنت داديم گويا بر آن چيز ملكيت نيز دادهايم ، حال عين همين مطلب در ما نحن فيه پياده مىشود كه استعمال از لوازم وضع است به اين معنى كه اگر كلمه را در معنا استعمال نموديم گويا آن كلمه در آن معنا وضع نيز شده است و معلوم است كه لحاظ آلى در مرحله استعمال ( لازم ) ، و لحاظ استقلالى در مرحله وضع ( ملزوم ) مىباشد .